العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
44
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
مؤلف ( ره ) در اينجا براى اثبات كلام به معناى نخست ، به آنچه گذشت ، كه خداوند بر هر مقدورى تواناست ، تمسك مىجويد . و ترديدى نيست كه آفرينش [ و پيدايش ] صوتهايى كه دلالت بر مراد كند ، در برخى اجسام ، امرى ممكن است . و معتزله و اشاعره هر دو بر امكان آن اتفاق دارند ، ليكن اشاعره معناى ديگرى را [ افزون بر آنچه معتزله باور دارند و آن را كلام خداوند مىشمارند ] اثبات مىكنند [ و همان را در حقيقت كلام خداوند مىدانند ] ، و معتزله اين معنا را ، چون نامعقول است ، نفى كردهاند ، چراكه ثبوت معنايى سواى علم كه هيچ يك از امر ، نهى ، خبر و استخبار نباشد و در عين حال قديم باشد ، امرى نامعقول [ و غير قابل تصور است ] ، و تصديق به يك امر فرع بر تصوّر آن است . قال : و انتفاء القبح عنه تعالى يدلّ على صدقه . أقول : لما أثبت كونه تعالى متكلما و بيّن معناه شرع في بيان كونه تعالى صادقا ، و قد اتفق المسلمون عليه ، لكن لا يتمشى على أصول الأشاعرة .
--> - خبر مىدهد - ادراك مدلول خبر است ، يعنى حصول آن در ذهن مطلقا . » روشن است كه اين تعريف بر تصوّر تطبيق مىكند كه در كنار تصديق دو شاخهء علم حصولى را تشكيل مىدهند . بنابراين كلام نفسى به همان علم بازمىگردد . سخن عضدى در مواقف ( ص 294 ) نيز چندان بر وضوح مطلب نمىافزايد ، او پس از نقل عقيدهء معتزله در باب تكلّم خداوند مىگويد : « ما اين را انكار نداريم ، ليكن افزون بر آن امرى را اثبات مىكنيم كه معنايى قائم به نفس است ، و معتقديم كه غير از عبارتهاست ، چراكه عبارتها در زمانها و مكانها و نزد اقوام گوناگون ، متفاوت است ، بلكه گاهى با اشاره و كتابت بر آن دلالت مىشود ، چنانكه با عبارت . . . و معتقديم كه غير از علم است ، چراكه گاهى انسان از چيزى كه نمىداند بلكه خلاف آن را مىداند يا در آن شك دارد ، خبر مىدهد ، و غير از اراده است ، چون انسان گاهى به چيزى امر مىكند كه آن را واقعا نمىخواهد ، مانند كسى كه بندهء خود را مىآزمايد كه ببيند آيا او را فرمان مىبرد يا نه ، بنابراين كلام صفت سومى است غير از علم و اراده كه قائم به نفس مىباشد . سپس معتقديم كه اين صفت قديم است چون قائم بودن حوادث به ذات خداى متعال محال مىباشد .